یک نکته در باب فرزند پروری
🪴نکته !
از کودکی و خردسالی با انجامِ اقداماتِ کوچک
میتوانید
بذرِ نفرت و
یا محبت را در دلِ فرزندتان بکارید!!✋
در نوجوانی آبیاری کنید
و چنانچه بذر نفرت کاشتی و
در جوانی که مبدل به درخت تنومندی گردید
هرگز شکوه و گله سر مده!
.
آیا انسان برای جوانه زنی و رویشِ درختی
که بذرش را خود،
با دستانش میکارد،
و آبیاری میکند و مراقبه….
گله میکند؟!🤔
#نکته_فرزند_پروری۱
#خودم_نوشت
دل نوشته
و شباهنگام🙏
فرصتِ خوبی برایِ اندیشیدن به ناممکن های محال است!
چرا که سپیده فردا از دلِ این تاریکی
نمایان می گردد!!🙋♀️
هم چنان که تو شاید بپنداری
که غرقِ در ظلمتی 😞
و شاید رسیده به بن بستی😖
و حال آنکه….
پایانِ این شبِ سیه 😌
سپیده دم است!😉
.
.
پ.ن:هُوَ رَبُّ المُستَحیِل وَ نَحنُ نَبکِی عَلی المَکیِن🙏
او پروردگار محالات است، و حال آنکه ما بر ممکنات میگرییم🥺
شبتون منور به نورِ الهی🙌
به قلمِ زهرا مقدم
مورچه های دور اندیش
فکرِ زمستونت نبود!!!🤔
سال سوم راهنمایی که تمام شد ، ما رو از طرف یه موسسه دعوت کردن به یه همایش 🌱
استاد مشاوره اومدن و شروع کردن به فواید
برنامه ریزی درسی گفتن و اینجور صحبتها 🙄
به یه اسلاید رسیدن که اون اسلاید رو تا آخر عمرم یادم نمیره!!😌
اسلاید تصویر یه مورچه بود و یه گنجشک 😇
و داستان از این قرار بود که ….
میگفتن توی فصل تابستون، مورچه ها مشغول ِ جمع آوریِ توشه بودند 🐜
یه گنجشک بود که هی مستانه جیک جیک کنان میومد و این مورچه ها رو مسخره میکرد 🙁
که ای بابا!
چرا دارین توشه جمع میکنین🤔😂
همه چی هست ،همیشه هم هست!!😁
شما اینکارتون بیخودیه 😉😒
گذشت و گذشت…
و به زمستون رسید، اون موقع دیگه همه چی نبود 🥲
درخت ها عریان شده بودند …
و هر چه گل و گیاه بود- خب البته به اقتضای فصل-خشک شده بودن😊
اون موقع بود که گنجشک در به در دنبالِ مواد غذایی میگشت🙄
ولی چیزی برای خوردن پیدا نمیکرد😶
اینجا بود که به یادِ مورچه هایی افتاد که تابستون کلی مسخرشون کرده بود😟
و خب الان هم محتاجشون شده بود!!🙄
اینجا به خودش:
من که چاره ای ندارم😕
باید از مورچه ها کمک بگیرم 😔
خلاصه اینکه رفت سراغ مورچه ها !😇
مورچه بهش گفت ، یادته..
جیک جیک مستونت بود/
فکرِ زمستونت نبود
ولی باشه من این زمستونو استثنا کمکت میکنم😊
ولی از فصولِ بعدی خودت باید به فکر باشی 😉 و توشه جمع کنی😇
استاد مشاور با استنتاج از این داستان به ما گفتن از تابستون به فکر توشه زمستون باشین🌱
ینی اینکه دروس رو پیشخوانی کنید!!🤗
مثل گنجشک بی توشه نمونین 🤧
پ.ن:میتونه تلنگر خوبی هم برای فرجه ها باشه🤗 برای آنان که ،پند میگیرند😁
اول خودم😖
به قلمِ زهرامقدم
گریه حضرت علی ع
امیرالمؤمنین ع گریه می کند
پس از اینکه در معرکه جمل، جنگ به نفع امیرالمؤمنین تمام شد، و آتش برنامه سرد گشت،حضرت به میان کشتگان دشمن آمد،وبادیدن آنان زار زار گریست!
کاری که از هیچ نظامی پیروزی در تاریخ بشر سابقه ندارد،
علت گریه حضرت را پرسیدند،فرمود:
اینان که اسلام را پذیرفتند،اهل نماز وروزه و عبادت بودند،باید به بهشت می رفتند،دلم از این می سوزد که برخلاف حق به جنگ با امام معصوم برخاستند، و به پیروی از هوای نفس، خود را دچار عذاب ابد کردند.
?منبع؛کتاب نظام خانواده در اسلام
استاد حسین انصاريان
حکایت
اندک اندک
پیامبر اکرم ص در سفری در سرزمین خشک و بی آب و علفی فرود آمد و به یارانش فرمود:مقداری هیزم بیاورید.
عرض کردند: ای رسول خدا!
اینجا زمین بی آب و علفی است،هیزمی ندارد.
پیامبر اکرم ص فرمود:
هریک از شما به هر اندازه که می تواند بیاورد.
آنها پخش شدند و هر یک هیزمی با خود آوردند و انها را در برابر پیامبر ص روی هم ریختند و از فزونی آن تعجب کردند.
پیامبر اکرم ص فرمود:
گناهان نیز این گونه جمع می شوند.
?منبع؛کافی،ج۲،ص۲۸۷.